logo
پایگاه خبری تحلیلی نور خبر
    نزدیک؛ اما دور
    کد خبر: 10332      کد خبرنگاری : 941103
    منتشر شده: 14/ دی/ 1395|| 8:07 PM
    تعداد بازدید:504

    به بهانه چاپ کتاب مجموعه آثار هانی نجم در مورد زندگی شهری به نام {نزدیک اما دور} توسط انتشارات رسم فرصتی شد تا گفتگویی با این هنرمند داشته باشیم. او دانشجوی دانشگاه مازیار رویان بوده است.


    نورخبر: چقدر با مترو و اتوبوس رفت آمد ميكني كه بيشتر كارهات رو توي اين جور فضاها ميبينيم؟

    هانی نجم: من برای طراحی کردن به داخل اتوبوس نمیروم ولی هر آدمی هرچند کار کوچکی هم در نقطه ای از شهر داشته باشه مجبور میشه حداقل 2یا 3 ساعت رو در اتوبوس با شه وبعضی وقتا برای اینکه زودتر برسه مجبور میشه از اتوبوس استفاده کنه  بخصوص اگه خودت ماشین نداشته باشی و بعد از اینکه منتظر اتوبوس وقتت رو میگیره چاره ای نداری جز اینکه با تاکسی بری  ولی کار کردن توی این فضا رو من انتخاب نکردم موضوع ازسال 1386 شروع شد که من دفترچه طراحی داشتم همراهم که هنوز هم دارم واز همه چیزهایی که میدیدم طراحی میکردم ویادداشت تصویری برمیداشتم ام انگار چون بیشتر وقتم رو در اتوبوس بودم بیشتر طراحی هام با این موضوع شد وچون همیشه اذیت میشدم از شلوغی اتوبوس بعنوان یکی از دغدغه هام شد یا بهتره بگم یه نیاز شد تا باطراخی کردن در داخل این فضا آرامش پیدا کنم و به چیزی فکر نکنم .

    نورخبر: بين مردم بودن با استفاده از وسايل نقليه عمومي بدست مياري؟

    هانی: بین مردم بودن فقط وسایل نقلیه عمومی نیست گاهی مجبوری که بین مردم باشی یادمه که یکبار میخواستم به جایی سفرکنم و بلیط گرفته بودم وسر ساعت باید در ترمینال راه آهن حاضر میشدم در ایسگاه متروی دروازه دولت که گاهی از ایستگاه امام خمینی هم شلوغتر است بودم و در میان انبوه جمعیت سوار شدم خودم هم تعجب کردم که چطوری از لابه لای این همه آدم توانستم سوار بشوم وفقط به این فکر میکردم که هرطوری شده باید سوار بشوم وگرنه از سفری که قرار بود بروم جا می ماندم /اما دربین مردم بودن رو دوست دارم وجالبه که بعضی ها وقتی وارد این فضا می شوند بدون اینکه تورو بشناسند شروع می کنند به دردو دل کردن وتورو محرم خودشون میدونن وبهت احساس نزدیکی میکنند بین مردم بودن رو توی اتوبوس شاید بشه بیشتر از فضاهای دیگه حس کرد که همین باعث میشه روی نقاشی هات بصورت ناخودآگاه تاثیر بگذاره .

    نورخبر: چيزهايي كه در اتوبوس ميبيني چه فرقي داره با چيزهايي كه ما مبينيم ؟يا شما چه چيز هايي را مبيني كه بقيه نميبينند؟

    هانی: این سوالتون رو با این جمله از پل کله استاد مدرسه باهاوس جواب میدم که میگه:{ هنر دیدنی ها را به ما نشان نمی دهد بلکه نادیدنی ها را دیدنی می کند } ممکن است شما چیزی را در این فضا بشنوید یا ببینید ولی بخاطر روزمرگی وعادت دیگر به آن فکر نکنید چون آنقدر هر روز آن راشنیدید یا دیدید که دیگر به آن فکر نمی کنید مثلا در مترو وقتی سوار میشوید راننده داخل مترو پشت بلندگو می گوید : لطفا مانع بسته شدن در ها نشوید ولی آیا به این فکر کردید که کسی مانع بسته شدن در ها نمی شود بلکه آنقدر آدم ها زیاد هستند در داخل مترو که در بسته نمی شود وکسی هم تقصیری ندارد چون فقط چند ثانیه دیر رسیدن به مترو باعث می شود یک ربع دیرتر یک کارمند به محل کارش برسد و معلوم نیست چه عواقیب ممکن است برایش داشته باشد چیزی که اصلا در نظر گرفته نمی شود زمان است مثلا شما وقتی با کسی قرار میگذارید هیچوقت ساعت دقیق نمیتوانید بدهید وفقط اینکه برسی خودش خیلی کار مهمیه در ژاپن یک پله برقی رو خالی گذاشتند مخصوص کسانی که عجله دارند وهیچکس از روی آن عبور نمی کند چون وقتی قرار میگذاری میتوانی بگویی چند دقیقه و چند ثانیه میرسی . گاهی خود ما نیز مقصر هستیم مثلا زمانی که در مترو باز می شود آدم هایی که بیرون هستند دو طرف در می ایستندو آنهایی که خارج می شوند از وسط بیرون می آیند در حالی که اگر همه فقط این قانون کوچک را رعایت کنند که از سمت راست خارج و وارد شوند درمصرف وقت صرفه جویی واز هرج ومرج جلوگیری میشود این قانون در زمان اردشیر دوم بوجود آمده بود که سربازان از روی پل به پایین پرتاب می شدند و گفتند از سمت راست حرکت کنید پس خود ما نیز تاحدی مقصر هستیم وهنرمندان همیشه بخاطر اینکه درک بیشتری داشتند و چیزهایی را می دیدند که بقیه نمی دیدند راه حل میدادند ودر قدیم مورد مشورت پادشاهان قرار می گرفتند .

    نورخبر: آدم هاي خوشبخت رو چقدر در اتوبوس و مترو و ... ميبيني؟

    نجم: اگر شادی و لبخند رو جزء خوشبختی بدونیم چهره های کمی رو میبینم که لبخند میزنند و مثلا وقتی کسی دستش لای در اتوبوس گیر می کند یا در گیری پیش می آید آن را با شوخی و خندیدن تمام میکنند اما عده ای دیگر یابیشتر مردم آن را بهانه ای می بینند تا مشکلاتی که از جاهای دیگر برایشان پیش آمده دراین فضا خود را تخلیه کنند که گاهی این دعوا بین 2 طرف شدید شده ودرگیری فیزیکی هم پیش می آید این مشکلات شاید فقط مربوط به ایران نیست ودر هرکشوری به گونه ای دیگر می باشد اما خوشبخت یا بدبخت بودن ارتباطی با فضایی که در آن هستیم ندارد وفرآیندی است که در ذهن شکل می گیرد و بستگی به به ذهن ما دارد که خود را خوشبخت بدانیم یا نه ونسبی هست و از نظر هرکسی تعریفی دارد برای یکی احساس خوشبختی می تواند فقط رسیدن وسوار شدن به اتوبوس باشد وبرای بعضی داشتن ماشین آخرین سیستم خوشبختیست . آدم های کمی رو میبینم که از اون شرایطی که هست راضی باشند و خیلی کم باهاشون برخورد داشتم چون خیلی تابلو میشن بین بقیه آدم ها ودلیلش اینه که  ذهن آدم ها عادت کرده بیشتر به نداشته ها وخاطرات منفی فکر کنه  تا چیز هایی که داشته و موفقیت بحساب میاد و من با نقاشی هام به آدم ها میخوام بگم که میشه در این فضای اتوبوس هم که افسرده هست احساس خوشبختی کرد وطور دیگه ای به همه چیز نگاه کرد و اینکه آدم ها همان اندازه که برای خوشبخت شدن تلاش میکنند برای بدبخت شدن هم تلاش میکنند .

    نورخبر: از وقتي مترو راه اندازي شد نقاشي هاي شما هم  متحول شد؟ فكر مي كني  اگر منوريل  در ايران راه اندازي بشود فضاي نقاشي هاي شما هم فرق مينه؟

    هانی: وقتی مترو راه اندازی شد رو یادم نیست ولی اولین باری که سوار اتوبوس های بی آر تی جدید شدم ماه رمضان بعد از افطار بود ساعتی هست که هم اتوبوس ها خیلی زیاد است و هم خیلی خلوت که فقط موقع ایام عید این گونه است داخل اتوبوس نورانی بود وصدای موسیقی می آمد وبا اینکه چند سالی گذشته آنقدر حس خوشایندی بود که آن لحظه را هنوز بخاطر دارم .به طور قطع هنرمند بی تاثیر از اتفاقات نیست شاید اگر منوریل راه می افتاد فضای نقاشی های من شاد تر می شد و رنگ های شاد تری به کار می بردم واین اتفاق بصورت نا خودآگاه می افتد چون به نظر من هنر معاصر بر اساس تجربه زیسته هست وهر هنرمند به تنهایی می تواند سبکی در نقاشی ایجاد کند وایجاد مترو و منوریل در کار های من بی تاثیر نخواهد بود و ممکن است ایده های جدیدی به من بدهد.

    نورخبر: نقاشي در اتوبوس چه حسي به شما ميدهد؟

    نجم: من در ساعت های مختلف روز وشب به اتوبوس و اتفاقات آن توجه کردم حس هایی خوب و بد از دیدن اتفاقات داشتم که همه آنها را کشیده ام وشاید دیدن اتفاق های بد باعث شده که اثر طراحی من خوب شود و اگر آن اتفاق نمی افتاده من نمیتوانستم انقدر خوب آن را به تصویر بکشم هر لحظه در اتوبوس یه حسی دارد ساعت 3 نیمه شب کارتن خواب هایی که می آیند در اتوبوس خط آزادی تهرانپارس وبرای اینکه  سردشان نشود از اول تا آخر مصیر روی دوصندلی ته اتوبوس می خوابند تا آخر مصیر ، آدم هایی که صبح زود به سر کار میروند و شب خسته بر میگردند وهیچ چیزی از زندگی نمی فهمند من از طراحی کردن داخل اتوبوس رنج میکشم و لذت میبرم چون این خصوصیت هنر است تو از موضوعی اذیت میشوی و آن موقع کشیدن تبدیل میشود به لذت بخصوص  وقتی یه نفر که کنارت نشسته کارت رادرک کند و تشویقت کند یادمه که یکبار پیرمردی کنارم نشسته بود و فقط بهم یه جمله گفت و رفت گفت : بهت افتخار میکنم واین جمله به من حس و انرژی خوبی داد جدا از بقیه اتفاقاتی که می افتد.

    نورخبر: چرا زن د نقاشي هاي شما ديده نمي شود يا اگر هست خيلي به ندرت؟

    هانی نجم: شاید بخاطر اینکه پسر خوبی بودم و توی اتوبوس به خانم ها نگاه نکردم وسرم به کار خودم بوده این شوخی بود ولی دلیل اصلیش اینه که من وقتی وارد فضای اتوبوس میشوم نمیدونم که چه موضوعی رو میخام بکشم و در اونجا مشخص میشه  بستگی به اتفاقاتی که میفته شاید تابحال دغدغه ای در این زمینه نداشتم اما یک نکته برام جالب بوده اینکه قسمت فرهنگی مترو این موضوع رو انتخاب میکنه برای جشنواره و نمایشگاه هنری با عنوان آمدن آقایان درواگن مترو خانم ها اما هیچکس بر عکس این قضیه رو نمیبینه یعنی آمدن خانمها به قسمت آقایان و بنظر من همه ما قبل از اینکه خانم باشیم یا آقا ، انسان هستیم وباید روابط انسانی داشته باشیم فرقی نمی کند خانم باشیم یا آقا از چه نژادی باشیم انسان بودن نقطه مشترک همه ما در این فضاست.

    نورخبر: تا حالا در تاكسي هم نقاشي كشيدي؟

    هانی: بله من هیچوقت نمیتوانم بیکار بنشینم همیشه باید در حال طراحی یا نقاشی باشم کاری که در جشنواره یازیافت دوم شد روی بلیط های مقوایی مترو که دور ریخته می شود  در تاکسی و مترو کشیده بودم همچنین کاری که در جشنواره هنر جوان با موضوع خانواده انتخاب شده بود در دفترچه یادداشتی کشیده بودم که در ماشین ودر حال سفر به نراق کشیدم و بیشتر چهره های ذهنی بود.وقتی از راننده های تاکسی آدرس میپرسی می گویند این مصیر خطی ندارد باید دربست بروی در حالی که چند قدم جلوتر میتوانی تاکسی و اتوبوس پیدا کنی روز های تعطیل و بارانی هم که مشکلات خودش را دارد تاکسی و گاهی صف تاکسی هم مثل اتوبوس میشود .

    نورخبر: چرا فضاهاي  شاد نقاشي را كمتر بين كارهات ميبينيم؟

    نجم: شادی زمانی ایجاد میشود که زیبایی باشد و زیبایی از منبع نظم و هارمونی سرچشمه می گیرد من در فضای اتوبوس نظم و هماهنگی ندیدم هر کسی فکر خودش است که سوار اتوبوس شود نمیخواهم فقط به مشکلات اشاره کنم اما برای برطرف شدن آن باید گفته شود تا اشکالات رفع شود یادم است یکبار شخصی که میخواست سوار شود پایش مانده بود لای در اتوبوس و خودش بیرون مانده بود و اتوبوس داشت حرکت می کرد صدای فریاد مرد برای نگه داشتن اتوبوس بیشتر در من حس ترس رو بوجود آورد تا شادی و در چهره های آدم ها ی داخل اتوبوس شما بیشتر ترس می بینید تا شادی ترس از جا ماندن کسی که داخل اتوبوس هست و و میخواهد پیاده شود ، ترس آدمی که میترسد از اتوبوس جا بماند و به مقصد دیر برسد،ترس آدمی که مواظب است جیب بر ها جیبش را نزنند و ... اتفاقات شاد کننده هم هست مثلا کسی که جایش را به سالمندان می دهد اما گاهی هم وقتی جا خالی میشود هرکسی که زودتر صندلی را بگیرد نشسته  مثل بازی که بچه بودیم انجام میدادیم دور صندلی میچرخیدیم و وقتی شمارش تمام میشد هر کس زودتر روی صندلی نشسته بود برنده می شد . نظر من این است که اگر بگوییم همه چیز شادو خوب است دیگر تلاشی برای بهتر شدن نمی کنیم مشکلات باید گفته شود تا حل شود.

    نورخبر:.بيشتر نقاشي هات  پيود اجتماعي دارند؟ چرا اين موضوع را انتخاب كردي؟

    هانی: من این موضوع رو انتخاب نکردم و بدنبال انتخابش نبودم  بلکه این موضوع بود که منو انتخاب کرد و خودش پیش اومد منم ادامش دادم ، یکبار به استاد فریبرز زرشناس گفتم مرا پندی دهید این بیت شعر را به من گفت : {تو پای در راه نه و هیچ مگوی / خود راه بگویدت که چون باید رفت} من فقط دراین سال ها سعی کردم صادقانه کار کنم و در کار هنری خودم باشم نمیدونم تا چه اندازه موفق بودم چون هنر انتهایی نداره هیچوقت نمیشه گفت بهش رسیدی فقط یک جستجو هستش که هیچوقت تموم نمیشه و بی نهایته من فقط چیزهایی که دیدم روبه تصویر کشیدم که بصورت اتفاقی بیشتر به موضوعات اجتماعی گرایش پیدا کرده ممکن بود فقط یه هنرمندی پیدا بشه که بخواد رنگ بپاشه و کار آبستره انجام بده فرقی نداره اونم اما به نظر من کاری موفق و ماندگار میشه که هم مخاطبین عام داشته باشه و هم خاص وخوشبختانه وقتی من مثلا به نگهبان ایستگاه اتوبوس کارمو نشون میدم باهاش ارتباط بر قرار میکنه چون این موضوع رو از نزدیک دیده و کاری که از اجتماع ودل مردم باشه لاجرم به دل میشینه

    نورخبر:  نظرتون راجع به جشنواره های هنری که در ایران برگزار می شود چیست ؟

    نجم: من در جشنواره های زیادی شرکت کردم که در بیشتر آنها بعنوان رتبه برتر شناخته شدم اما متاسفانه اینگونه جشنواره ها هیچ کمکی به ارتقاء وپیشرفت هنرمندان نمی کند بعنوان مثال در جشنواره ملی جوان ایرانی من نفر اول بخش طراحی شدم کتاب جشنواره در تالار وحدت رونمایی شد ولی چاپ نشد جوایزی که داده می شود هزینه بسیار کمی است در مقابل زمان و زحمتی که برای بوجود آمدن یک اثر هنری گذاشته شده است در جشنواره ورسوس که در حال حاضر در خانه هنرمندان برگزار شده است قیمت کار ها براساس اندازه وسایز آن گذاشته می شود مثلا کاری که 200 سانتیمتر است 4 میلیون و بقیه که کوچکتر است کمتر و هیچ توجهی به بیوگرافی و آثاری که قبلا با قیمت های بالاتر فروخته شده نمی شود ومتاسفانه جشنواره ها فقط برگزار میشود که برگزار شده باشد کارهایی که در ورک شاپهای هنری فرهنگسراهای تهران بوجود می آید معلوم نیست چه سرنوشتی برایش رقم میخورد پیش آمده که دیدم در انبار فرهنگسراهایی کارهای نقاشی نابود شده واز بین رفته و وقتی برای تحویل کار رجوع کردی کسی پاسخگوی این مسا یل نبوده .واین ها همه مسأله است نه مشکل چون مسأله قابل حل است ولی مشکل قابل حل نیست.

    نورخبر: در مورد کتابی که به تازگی به چاپ رساندید برایمان توضیح دهید؟

    هانی نجم: این کتاب مجموعه طراحی های من هست از سال 1386 تا کنون که در فضاهای شهری و بیشتر از روی مدل زنده کار شده و به نوعی یادداشت های تصویری است که در مکان های مختلفی که حضور داشته ام را نشان می دهد به همراه تعدادی از تصاویر کار های من که روی بوم و بصورت رنگی اجرا شده است و 340 صفحه است که کارها از بین چندین هزار طراحی و نقاشی انتخاب شده است امیدوارم به خوبی توانسته باشم در آن وقایع و زندگی انسان معاصر را به ثبت رسانده باشم .کتاب از اسفند ماه وارد بازار شده و در نمایشگاه کتاب امسال از سوی انتشارات رسم عرضه می شود واین کتاب دوم من هستش کتاب قبلی بنام سیاه قلم های هانی نجم بود که شامل چهره هایی از مشاهیر دوره قاجار تاکنون بود و با ماژیک کشیده شده بود و بازگو کننده انسانهایی بود که در طول تاریخ فراموش شده اند باشیوه شخصی  و رویکرد معاصر کشیده شده بود.

     


    banner
fhfh